اخبار
  • افتتاح کلینیک بالینی پوست مرکز تحقیقات پوست و سلول های بنیادی با امکان بستری بیماران در بخش پوست بیمارستان امام خمینی
    کلینیک بالینی پوست مرکز تحقیقات پوست و سلول های بنیادی با امکان بستری بیماران ،فتوتراپی و اتاق عمل سرپایی در بخش پوست بیمارستان امام خمینی افتتاح گردید.
  • پیام تسلیت
    مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این ، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت.
  • دکتر محمدعلی نیلفروش زاده به عنوان مشاور امور توسعه فناوری‌های سلامت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری منصوب شد.
    با حکم دکتر ستاری، محمدعلی نیلفروش زاده به عنوان مشاور امور توسعه فناوری‌های سلامت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری منصوب شد.
  • هفتمين كنگره ملی تازه هاي پوست و زيبايي در اصفهان برگزار می شود
    هفتمين كنگره سراسري تازه هاي پوست و زيبايي از 30 بهمن ماه لغایت 2 اسفندماه در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان برگزار می شود.
  • سالروز ورود حضرت امام خميني(ره) به ميهن اسلامي و فرارسيدن ايام الله دهه فجر گرامي باد
    ديدي كه سحر از پي شب در راه است، ديدي كه دوام شب بسي كوتاه است/ آن عيسي ما كه زنده كرد ايران را،حقّا كه مسيحا دم و روح اللّه است
  • دعوت رئيس دانشگاه از اساتيد، كاركنان و دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي تهران براي شركت در پانزدهمين جشنواره ابن‌سينا
    رئيس دانشگاه از اساتيد، كاركنان و دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي تهران براي شركت در پانزدهمين جشنواره ابن‌سينا دعوت بعمل آورد. متن اين دعوتنامه به شرح ذيل است:
  • پانزدهمين جشنواره ابن‌سينا، سه‌شنبه 15 بهمن 92 در تالار ابن سيناي دانشكده پزشكي برگزار مي‌شود
    همزمان با دهه فجر انقلاب اسلامي، جشنواره پانزدهم ابن‌سينا ساعت 10 تا 12 روز سه‌شنبه 15 بهمن 92 با حضور مسئولان طراز اول كشور، دكتر سيد حسن هاشمي، وزير بهداشت و دكتر علي جعفريان، رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران، هيات داوران جشنواره ابن سينا، اساتيد دانشگاه، دانشجويان مديران، كاركنان و برگزيدگان جشنواره در تالار ابن‌سيناي دانشكده پزشكي برگزار خواهد شد.
  • دومین کنگره تازه های بیماری های پوست در تاریخ 18 الی 20 دی ماه 92 در سالن همایش های بیمارستان میلاد برگزار می شود.
    مرکز تحقیقات پوست و سلول های بنیادی دانشگاه علوم پزشکی تهران سومین کنگره با موضوع پوست و پیری را تحت عنوان تازه های بیماری های پوست برگزار می کند.
  • Journal of Skin and Stem Cell
    مرکز تحقیقات پوست و سلول های بنیادی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در صدد است اولین مجله علمی خود را با عنوان Journal of Skin and Stem Cell طراحی و منتشر کند.
  • گزارش روند برگزاری جلسات ژورنال کلاب مرکز تحقیقات پوست و سلول های بنیادی دانشگاه علوم پزشکی تهران
    در روند برگزاری ژورنال کلاب های دوره ای در مرکز تحقیقات پوست و سلول های بنیادی ،در روزهای یکشنبه ی هر دو هفته یکبار، پنجمین ، ششمین و هفتمین جلسه ژورنال کلاب این مرکز به ترتیب در تاریخ های بیست و هفتم مرداد و همچنین دهم و سی و یکم شهریور ماه برگزار گردید...
مقالات
مقالات داخلی
مقالات خارجی
مجلات
همایش ها
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: آکنه ولگاریس یکی از شایع‌ترین بیماری‌های پوستی دنیا است که در حدود 85 درصد افراد را در دوران جوانی درگیر می‌کند. آکنه تأثیرات روانی و روحی منفی عمیقی بر سلامت افراد می‌گذارد، به ویژه اگر با درگیری شدید ناحیه‌ی صورت در افراد جوان همراه باشد. تاکنون تلاش‌های بسیاری در زمینه‌ی یافتن عوامل زمینه‌ساز و پیش‌آگهی‌دهنده‌ی بروز آکنه انجام شده است. هر چند این بیماری همچنان یکی از معضلات دوران نوجوانی و جوانی محسوب می‌شود. گروه‌های خونی ABO و Rh هم اکنون یکی از مباحث فراگیر مورد بررسی در رشته‌های مختلف علوم پزشکی است و در بسیاری از موارد همراهی آن با بیماری‌ها یا شرایط بیماری‌زا به اثبات رسیده است. قصد ما از انجام این مطالعه بررسی ارتباط گروه‌های خونی ABO و Rh با بروز آکنه ولگاریس شدید بود.

    روش‌ها: 500 بیمار متوالی با تشخیص آکنه ولگاریس شدید که بین سال‌های 1384 تا 1389 به درمانگاه بیمارستان دانشگاهی ما مراجعه کرده بودند و دارای شرایط ورود به مطالعه بودند مورز بررسی قرار گرفتند. گروه‌های خونی ABO و Rh این بیماران با داده‌های قبلی ارائه شده از 000/300/1 فرد سالم اهداکننده‌ی خون به سازمان انتقال خون مورد مقایسه قرار گرفت.

    یافته‌ها: متوسط سن بیماران 9/6 ± 33/24 سال برای جمعیت زن و 0/5 ± 14/22 سال برای جمعیت مرد بود. بالاترین سن بروز آکنه در هر دو جنس 22 سالگی بود. پس از آنالیز مشخص شد که اختلاف معنی‌داری بین دو جنس زن و مرد دارای آکنه‌ی شدید از نظر توزیع گروه‌های خونی ABO و Rh وجود نداشت (سطح معنی‌داری به ترتیب 55/0 و 33/0 بود). گروه خونی O در 44 درصد بیماران، گروه خونی A در 6/25 درصد بیماران، گروه خونی B در 8/20 درصد بیماران و گروه خونی AB در 6/9 درصد بیماران دیده شد. به علاوه 92 درصد بیماران دارای Rh مثبت و 8 درصد Rh منفی بودند. توزیع گروه‌های خونی ABO و Rh بین بیماران و گروه شاهد اختلاف معنی‌داری را نشان نداد (سطح معنی‌داری به ترتیب 72/0 و 80/0 بود).

    نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از مطالعه، ارتباطی بین گروه‌های خونی مختلف و بروز آکنه ولگاریس وجود نداشت. هر چند، ما مطالعات مبتنی بر جمعیت با حجم نمونه‌های بالاتر را جهت تأیید این یافته‌ها پیشنهاد می‌نماییم.

    نویسندگان: غلامحسین غفارپور, گلاره غفارپور, محمدرضا قاسمی
    کلید واژه ها: گروه‌های خونی ABO، گروه‌های خونی Rh، آکنه ولگاریس
  • خلاصه مقاله:

    یسس

    نویسندگان: تست شماره یک
    کلید واژه ها: تست
  • خلاصه مقاله:

    چکیده

     


    سندرم شبه خال سلول بازال (Nevoid basal cell carcinoma یا NBCCS) یا سندرم گورلین (Gorlin syndrome) یک سندرم ارثی غالب است که با طیفی از ناهنجاری‌های تکاملی و استعداد ابتلا به نئوپلاسم‌ها همراه است. شیوع این بیماری بین 1 در 57000 تا 1 در 256000 متغیر می‌باشد و نسبت مرد به زن 1:1 است. تظاهرات بالینی اصلی این بیماری وجود کارسینومای سلول بازال (Basal cell carcinoma یا BCC) متعدد، کراتوسیت‌های با منشأ دندانی در آرواره، هیپرکراتوز کف دست و پا، ناهنجاری‌های اسکلتی، کلسیفیکاسیون داخل جمجمه‌ای اکتوپیک و ناهنجاری‌های صورت (ماکروسفالی، شکاف کام و آنومالی چشمی شدید) است. در این مقاله سه مورد بیمار مبتلا به NBCCS معرفی و علایم آن‌ها شرح داده می‌شود. در بیمار اول ما، دو کرایتریای اصلی (BCC متعدد در سنین قبل از 30 سال و فرورفتگی‌های کف دست Palmar pits) و یک کرایتریای فرعی (مدولوبلاستوما) وجود داشت که نشان‌دهنده‌ی سندرم گورلین بود. بیمار دوم دو کرایتریای اصلی ( BCC متعدد در سنین قبل از 30 سال و کراتوسیست با منشأ دندانی) وجود داشت که تشخیص سندرم گورلین را مطرح کرد. بیمار سوم یک کرایتریای اصلی (BCC متعدد) و دو کرایتریای فرعی (آنومالی اسکلتی و برآمدگی فرونتال) وجود داشت که تشخیص سندرم گورلین را تأیید می‌کرد. در این سندرم، تشخیص زود هنگام و درمان برای پیشگیری از عواقب دراز مدت مانند بدخیمی و تخریب و تغییر شکل Oromaxillofacial اهمیت دارد.

     

     

     

    نویسندگان: ذبیح اله شاهمرادی, فاطمه عندلیب, امیرحسین سیادت
    کلید واژه ها: ..
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: پمفيگوس فولياسه، يكي از بيماريهاي پوستي اتوايميون است كه بوسيله حضور آنتي باديهاي آنتيميگردد. تصور ميشود تشكيل اين آنتي باديها، از

    طريق وكتورهاي بيماريهاي انگلي مانند ليشمانيازيس كه در مناطق آندميك پمفيگوس فولياسه شيوع فراوانتري دارند واسطه گري ميشود. از آنجا كه انواع

    غير پاتولوژيك اين آنتي بادي در بيماران مبتلا به اينگونه بيماريهاي انگلي در مناطق آندميك پمفيگوس فولياسه يافت شده است، اين نظريه مي تواند توسط

    يافتن اين آنتي بادي در بيماران مبتلابه بيماريهاي انگلي در مناطق غير آندميك پمفيگوس فولياسه تاييد گردد. بنابر اين مطالعهجهت ارزيابي وجود اين آنتي

    بادي در بيماران مبتلا به ليشمانيوز جلدي در شهر اصفهانبه عنوان منطقه اندميك ليشمانيوز پوستي و منطقه غير آندميك پمفيگوس فولياسه طراحي گرديد.

    روش ها: :سرم خون بيماران مبتلا به ليشمانيوز پوستي كه توسط علائم باليني و اسمير مستقيم تاييد شده بود، جدا شده و وجود آنتي بادي توسط

    تكنيك تشخيصي الايزا مورد ارزيابي قرار گرفت.

    يافته ها: 56 بيمار از 58 بيمار مورد مطالعه ما از نظر وجود اين آنتي بادي منفي بودند. يك بيمار از نظر وجود اين آنتي بادي به ميزان حدواسط و يك

    بيمار در حد مثبت ارزيابي شد.

    را تاييد نمي كند.احتمال Anti-DSG نتيجه گيري: نتايج اين مطالعه، نظريه نقش ناقل بيماري انگلي ليشمانيوز پوستي را در تشكيل اين آنتي بادي 1

    دخالت ساير عوامل مانند حضور پشه هاي سيموليوم نيگريمانوم را در تشكيل اين آنتي باديقابل طرح مي باشد.

    نویسندگان: دكتر فريبا جعفري ، تاليتا دووريس ، دكتر محمدعلي نيلفروش زاده ، نوشين لطفي .دكتر هنري پاس
    کلید واژه ها: پمفيگوس، ليشمانيوز جلدي،آنتي بادي 1DSG
  • خلاصه مقاله:

     

    مقدمه: آكنه ولگاريس نوعي بيماري التهابي مزمن فوليكول هاي پيلوسباسه است كه از مهم ترين بيماري هاي پوستي زمان نوجواني محسوب مي گردد. روي

    يكي از مهم ترين عناصر كمياب در بدن است كه نقش مهمي در سلامت و بيماري دارد. در تحقيق حاضر ابتدا سطح سرمي روي در بيماران مبتلا به آكنه

    اندازه گيري شد و سپس رابطه ي بين سطح سرمي روي و شدت بيماري آكنه بررسي گرديد.

    روش ها: در اين مطالعه از ميان بيماران مبتلا به آكنه ي مراجعه كننده به درمانگاه پوست بيمارستان حضرت رسول اكرم (ص) در سال 1389 ، صد نفر

    از طريق نمون هگيري غير تصادفي متوالي انتخاب شدند. خون گيري از هر فرد در وضعيت ناشتا و در رأس ساعت 9 صبح انجام شد. مقدار سطح سرمي

    روي به وسيله ي روش جذب اتمي اسپكتروفتومتري اندازه گيري گرديد.

    106 ميكروگرم در دسي ليتر بود. در گروه زنان ميانگين سطح /78 ± 22/ يافته ها: ميانگين سطح سرمي روي در افراد شركت كننده در اين مطالعه 2

    115 ميكروگرم در دس يليتر گزارش گرديد. بر اساس مطالعه ي آماري انجام شده تفاوت / 19 ± 1/ 104 و در مردان 71 /54 ± 2/ سرمي روي 72

    رابطه ي معني داري بين سطح سرمي روي و شدت بيماري آكنه، .(P < 0/ معني داري بين سطح سرمي روي در زنان و مردان مبتلا به آكنه ديده شد ( 05

    و نيز سابقه ي ابتلا و سطح سرمي روي وجود نداشت.

    نتيجه گيري: با توجه به نتايج اين مطالعه و عدم وجود رابطه بين سطح سرمي روي و شدت آكنه به نظر مي رسد لازم است نقش ساير عوامل مرتبط از

    جمله كاهش پاسخ هاي التهابي با افزايش سن در اين خصوص مورد بررسي قرار گيرد.

    نویسندگان: دكتر غلامحسين غفارپور , دكتر وحيد ابراهيمي وسطي كلايي
    کلید واژه ها: روي سرم، آكنه ولگاريس، سن، جنس، شدت بيماري
  • خلاصه مقاله:

    Background and Objective: Genital warts, due to specific types of the human papillomavirus, have long been regarded as one of the most important causes of cervical cancer and one of the most common cause of Sexually Transmited Diseases (STDs). Over the years, it has been the focus of several studies in order to find the best effective approach to eradicate the virus, however there are still controversies regarding this matter. We compared efficacy of the two physical ablative therapies; Liquid Nitrogen and CO2 laser.

    Material and Methods: One hundred and sixty patients, with external genital warts, were divided into two groups. Each group consisted of 80 patients treated with CO2-laser or cryotherapy. Clearance and recurrence rates were evaluated for 3 months.

    Results: Complete clearance was achieved in 76 lesions (95%) treated by CO2-laser and 37 lesions (46.2%) treated by cryotherapy which was significantly different (p < 0.001). In the CO2-laser group, lesions required only one treatment to clear while in the cryotherapy group, lesions required two (12%) even up to three (12.2%) treatments for some patients to clear completely. Laser therapy was associated with less recurrence rate compared to cryotherapy (0.05% Vs 0.18%).

    Conclusion: Generally, the efficacy of CO2 laser treatment of external genital warts was approximately two fold greater than cryotherapy and it was associated with lower recurrence rate. 
    نویسندگان: Mirhadi Azizjalali, Gholam Hossein Ghaffarpour, Babak Mousavifard
    کلید واژه ها: ...
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: دير زماني است كه فلوئوسينولون استونايد و تاكروليموس در درمان ضايعات ويتيليگو مورد استفاده قرار گرفته اند، اما اطلاعات زيادي جهت اتخاذ

    روند درماني و تصميم گيري باليني براي بيماران وجود ندارد. به طور معمول، از تاكروليموس و كورتيكواستروييد ها جهت درمان ضايعات سر و صورت به

    عنوان قاعده ي درماني مورد قبول استفاده مي گردد. اساس مطالعه ي حاضر، مقايسه ي اثرات درماني فلوسينولون استونايد با تاكروليموس و دارونما در درمان

    ضايعات اندام فوقاني بود.

    روش ها: اين مطالعه بر روي 28 بيمار بين سنين 16 تا 53 سال كه داراي 150 ضايعه ي دپيگمانته با اندازه ي 3 تا 6 ميلي متر در اندام فوقاني بودند،

    انجام گرديد. 50 ضايعه با محلول 50 گرم فلوسينولون استونايد در 50 سي سي الكل درمان گرديدند، 50 ضايعه توسط تاكروليموس و 50 ضايعه ي بعدي

    4 و 6 ماه مورد پيگيري قرار گرفتند. پاسخ به درمان طبق كرايتري اهاي موجود ، با استفاده از دارونما درمان شدند. بيماران به مدت 6 ماه و در فواصل 2

    مورد بررسي قرار گرفت. مهم ترين كرايترياي باليني، رپيگمانتاسيون كامل يا نسبي در نظر گرفته شد. همچنين در اين مطالعه از هيچ گونه درمان

    سيستميك يا فتوتراپي استفاده نشد. بيماران از نظر بروز عوارض جانبي دارو ها نيز مورد پايش قرار گرفتند. رپيگمانتاسيون در هر گروه و در هر نوبت

    پيگيري با گروه هاي ديگر مقايسه شد.

    يافته ها: نتايج درماني در گروه تاكروليموس شامل 5 ضايعه با پاسخ كامل، 10 ضايعه با با رپيگمانتاسيون نسبي، بدتر شدن در 3 ضايعه و عدم تغيير در

    32 ضايعه بود. در گروه فلوسينولون، نتايج درماني شامل 8 ضايعه با پاسخ كامل، 24 ضايعه با رپيگمانتاسيون، 3 ضايعه با رپيگمانتاسيون نسبي، بدتر

    شدن در 3 ضايعه و عدم تغيير در 40 ضايعه بود. در اين مطالعه، نتايج درماني در هر دو گروه درمان دارويي تفاوت معني داري با گروه دارونما داشت. اما

    .(P = 0/ تفاوتي از نظر پاسخ به درمان بين دو گروه درمان دارويي مشاهده نگرديد ( 067

    نتيجه گيري: تاكروليموس و فلوسينولون در درمان ضايعات ويتيليگو تفاوت معني داري نداشتند، بنابراين پيشنهاد مي گردد مطالعات بيشتر در اين باره

    صورت گيرد.

    نویسندگان: دكتر مير هادي عزيز جلالي ,دكتر عليرضا فقيهي , دكتر حسين اسحاقي
    کلید واژه ها: فلوئوسينولون استونايد، تاكروليموس، ويتيليگو، كورتيكواستروييد
  • خلاصه مقاله:

    ...

    نویسندگان: دکتر محمد علی نیلفروش زاده ،دکتر وحید چنگیزی ،دکتر حمیرا مردانی ،پریسا کاکانژادیان،فائزه مشرف جوادی،دکتر فریا جعفری، دکتر الهه هفت برادران
    کلید واژه ها: نور آبی هالوژنه،ترمیم زخم ، موش نر
  • خلاصه مقاله:

    Background: Cutaneous leishmaniasis (CL) is a parasitic disease which is endemic in Iran. Isfahan is one of the main centers of this disease. The aim of this research was to study the effect of psychotherapy on quality of life (QOL) in women with CL treated with glucantime.

    Methods: During this study, 80 patients were randomly allocated into two groups of drug therapy and drug therapy with psychotherapy. QOL was measured by dermatology life quality index (DLQI) and compared at the beginning and at the end of the intervention. Data were analyzed using SPSS software.

    Results: The score of DLQI before and after intervention in the group of drug therapy with psychotherapy was 10.6 ± 5.7 and 7.7 ± 4.6, respectively and their difference was significant in this group (P = 0.001). The score in drug therapy group before and after intervention was 10 ± 5.1 and 11 ± 5.1, respectively which was not a significant difference. The mean difference score of quality of life before and after the treatment in the drug therapy with psychotherapy group was 2.9 ± 5 and in the drug therapy group was 1.4 ± 4.2; therefore, the quality of life was significantly higher in the patients treated with combination of drug therapy and psychotherapy (P < 0.001).

    Conclusion: Given the quality of life improvement by adjunct psychotherapy and drug therapy in women suffering from CL, providing psychiatric consultation for the patients in relevant health units is recommended.

    نویسندگان: Mohammad Ali Nilforoushzadeh, Hamid Roohafza, Fariba Jaffary, Mehdi Khatuni
    کلید واژه ها: Cutaneous leishmaniasis, Quality of life, Psychotherapy
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: ویتیلیگو یک بیماری پوستی است که با از دست دادن رنگدانه‌ی پوست و فقدان ملانوسیت در اپیدرم از نظر بافت‌شناسی مشخص می‌شود. شیوع تخمینی این بیماری در سطح جهان 1/0 تا 2 درصد است و در تمام سنین و هر دو جنس دیده می‌شود. علت این بیماری هنوز مشخص نیست، ولی تئوری خود ایمن بودن بیماری ویتیلیگو به علت همراهی آن با دیگر بیماری‌های خود ایمنی مانند اختلالات تیروئید مطرح است. در حال حاضر این بیماران از جهت بیماری‌های تیروئید غربالگری نمی‌شوند؛ لذا این مطالعه اهمیت تست‌های عملکرد تیروئید و آنتی‌بادی‌های ضد تیروئید در بیماران مبتلا به ویتیلیگو را نشان می‌دهد.

    روش‌ها: مطالعه‌ی مورد- شاهدی حاضر بر روی 63 بیمار مبتلا به ویتیلیگو و 63 فرد سالم به عنوان گروه شاهد انجام شد. بیماران مبتلا به ویتیلیگو بعد از مراجعه به بیمارستان دکتر شریعتی و مرکز تحقیقات پوست اصفهان در سال 89-1388 توسط پزشک متخصص پوست تأیید و بعد از داشتن شرایط ورود به مطالعه انتخاب شدند. مبتلایان به ویتیلیگو در گروه شاهد تحت آزمایش‌های تیروئید اعم از TSH (Thyroid stimulating hormone) ، T3 (Triiodothyronine)، T4 (Thyroxine)، Anti TPO (Anti-thyroid peroxidase) و Anti Tg (Anti-thyroglobulin) قرار گرفتند. اطلاعات جمع‌آوری شده توسط نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 18 و با استفاده آزمون‌های آماری 2c و Fisher's exact test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته‌ها: در این تحقیق بین دو گروه مورد و شاهد از نظر سن و جنس تفاوت معنی‌داری وجود نداشت و از این رو سوگیری ناشی از این دو مورد وجود نداشت. بررسی توزیع فراوانی TSH (090/0 = P) و T4 (110/0 = P) در گروه‌ها نشان داد که اختلاف معنی‌داری بین دو گروه وجود نداشت. در توزیع فراوانی T3 (001/0 > P) و وضعیت Anti TPO در سرم (040/0 = P) اختلاف معنی‌داری بین دو گروه وجود داشت. توزیع فراوانی وضعیت تیتر Anti Tg در سرم دو گروه نشان داد که اختلاف بین دو گروه معنی‌دار بود (007/0 = P).

    نتیجه‌گیری: ویتیلیگو با هیپوتیروئیدی و هیپرتیروئیدی بالینی در ارتباط نیست، ولی اختلاف معنی‌داری بین دو گروه مورد و شاهد از نظر T3،
    Anti TPO و Anti Tg وجود دارد؛ لذا لازم است بیمارانی که با تشخیص ویتیلیگو مراجعه می‌کنند از نظر Anti TPO و Anti Tg نیز بررسی و پی‌گیری شوند.

     

    نویسندگان: دكتر ثمر اصغر زاده مقدم ، دكتر فريبا جعفري ، دكتر محمد علي نيلفروش زاده
    کلید واژه ها: ویتیلیگو، تست‌های عملکرد تیروئید، آنتی‌بادی ضد تیروئید
  • خلاصه مقاله:

    BACKGROUND: Pentavalent antimonial drugs have been the first line of therapy in cutaneous leishmaniasis for many years. However

    the cure rate of these agents is still not favorable. This study was carried out to compare the effect of 50% topical trichloroacetic

    acid in combination with non-ablative radiofrequency heat therapy and intralesional glucantime on cutaneous leishmaniasis.

    METHODS: A total of 76 lesions in 60 patients were studied and randomly divided into 2 groups. A total of 30 patients with 38 lesions

    were treated with intralesional injection of meglumine antimoniate (Glucantime) (Sanofi-Aventis, France) as group-1 and the

    38 lesions in the remaining 30 patients were treated with a combination of non-ablative radiofrequency and 50% topical trichloroacetic

    acid as group-2. Complete cure rate besides the lesion’s changes in size and size of scars were assessed and compared between

    groups especially according to gender and location of initial lesions. RESULTS: complete cure of after 4 months of treatment was

    achieved significantly more in group-1 than group-2 (p = 0.01). However, the complete cure rate at month 6 of treatment was not

    significantly different between groups (p = 0.06). Score II-III of the lesions’ reduction size (more than 50% reduction in size) was

    achieved significantly more in group-1 (p = 0.004). There was no significant cure rate difference between the two groups according

    to the location of lesions (head and upper extremities vs. lower extremities) or the patient’s sex. Moreover, there was no significant

    scar size difference between groups according to the location of lesions. CONCLUSIONS: The study showed that intralesional

    glucantime has a significantly higher cure rate of cutaneous leishmaniasis in a shorter time than 50% trichloroacetic acid in combination

    with non-ablative radiofrequency. Furthermore, it could significantly induced efficient reduction size of more than 50%

    in most lesions. The analysis reveals that intralesional glucantime still has the superiority to be the first line of therapy in cutaneous

    leishmaniasis

    نویسندگان: Mohammad Ali Nilforoushzadeh, Farahnaz Fatemi Naeeni, Narges Sattar, Elaheh Haftbaradaran,Fariba Jaffary, Gholamreza Askari
    کلید واژه ها: Meglumine Antimoniate (Glucantime), Trichloroacetic Acid, Non-ablative Radiofrequency, Cutaneous Leishmaniasis, Scar
  • خلاصه مقاله:

    فیناستراید می‌تواند به درم نفوذ و به علت حلالیت در فولیکول مو نفوذ كند. بنابراین، انتظار می‌رود در درمان هیرسوتیسم با اثرات جانبی سیستمیک کمتري استفاده گردد. این مطالعه به منظور تعیین تأثیر کرم فیناستراید 5/0 درصد در درمان هیرسوتیسم ایدیوپاتیک طراحی شد.

    روش‌ها: فیناستراید (5/0 درصد) و کرم دارونما بر روي 35 بيمار زن مبتلا به هیرسوتیسم ناحيه‌ی صورت تجويز گرديد. دارو و دارونما، هر کدام در یک طرف صورت بيمار در ناحيه‌ی دچار هيرسوتيسم يه صورت غير متقارن استفاده گرديد. كرم فیناستراید و کرم دارونما به صورت تصادفي و کور در مناطق LCM در هر طرف صورت انتخاب شدند. تعداد مو‌ها شمارش گرديد و ضخامت همه‌ی موها نیز توسط میکرومتر اندازه‌گیری شد و میانگین آن‌ها، در شروع درمان و پس از 6 ماه محاسبه شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم‌افزار آماري SPSS و با استفاده از آزمون t انجام شد. P کمتر از 05/0 معنی‌دار در نظر گرفته شد.

    یافته‌ها: میانگین تعداد مو در سمتي از صورت بيماران كه از دارونما در آن استفاده گرديده بود از 15/6 ± 20/12 به تعداد 90/4 ± 50/10 کاهش یافت و در سمتي از صورت كه با فیناستراید درمان گرديد از 15/6 ± 37/11 به 62/4 ± 47/8 كاهش پيدا نمود (001/0 > P). میانگین ضخامت مو در سمت مصرف دارونما از 84/0 ± 92/2 به 79/0 ± 72/2 میکرومتر کاهش يافت (001/0 > P). در سمتي از صورت كه از فیناستراید استفاده شده بود ضخامت مو‌ها از 90/0 ± 17/3 به 79/0 ± 37/2 میکرومتر رسيد (001/0 > P). مقایسه‌ی ضخامت و تعداد مو نشان داد که هیچ تغییری بين مصرف فیناستراید در مقابل استفاده از دارونما در برطرف كردن مو‌هاي ترمينال موجود نبود. اما از دیدگاه بیماران، استفاده از فيناسترايد سبب كاهش ميزان رشد مو و رويش مو‌هاي ترمينال نازک‌‌تر شده بود.

    نتیجه‌گیری: درمان شش ماهه با مصرف موضعی فیناستراید (5/0 درصد) بر تعداد و ضخامت مو‌هاي ترمينال در هیرسوتیسم تأثیر قابل توجهی ندارد. با اين وجود، بسیاری از بیماران با مصرف فيناسترايد احساس مي‌كردند كه از شدت و تعداد موهاي ترمينال در منطقه‌ی مبتلا به هيرسوتيسم كاسته شده است

    نویسندگان: فریبا جعفری, سمیرا کرباسیون, اشرف امین الرعایا
    کلید واژه ها: فيناسترايد، كرم، هيرسوتيسم
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: آلوپسي آره‌اتا (طاسي منطقه‌ای) بيماري شايع هر دو جنس با ميزان شيوع 1 تا 2 درصد مي‌باشد. ظهور اين بيماري به طور معمول در اوایل نوجواني، ابتداي كودكي و يا اوايل بزرگ‌سالي رخ مي‌دهد، اگر چه احتمال بروز آن در هر سني ممكن مي‌باشد. اين مطالعه به بررسي تأثير استرس‌هاي روحي در بروز بيماري آلوپسي آره‌اتا پرداخت.

    روش‌ها: 47 نفر با تشخيص طاسي و 47 نفر از افراد سالم (بر اساس سن و جنس ميزان شده) انتخاب و به مطالعه وارد شدند و به ترتيب در گروه مورد و شاهد قرار گرفتند. اين افراد سپس به كلينيك تخصصي پوست بيمارستان حضرت رسول اكرم (ص) واقع در شهر تهران ارجاع داده شدند. اطلاعات فردي شركت‌كنندگان و پرسشنامه‌ی Paykels براي بررسی حوادث اخير زندگي و همچنين براي دريافت و بررسي اطلاعات مورد نياز استفاده شد.

    یافته‌ها:  در 30 نفر از بیماران (8/63 درصد) آلوپسي آره‌اتا در سر، در 16 نفر (34 درصد) در ريش و در 1 نفر (1/2 درصد) در بدن بود. نمره‌ی حوادث اخير زندگي براي 12 ماه گذشته در گروه بيماران 01/1 ± 9/6 بود که تفاوت معني‌داري با گروه شاهد با نمره‌ی 91/0 ± 12/7 نشان نداد (05/0 = P).

    نتیجه‌گیری: نتايج اين مطالعه ارتباط معني‌داري بين وقايع پر استرس زندگي اخير و وقوع تاسي نشان نداد.

    نویسندگان: میرهادی عزیز جلالی, گلناز مهران, زهرا مهران احد, علیرضا حنیف نیا
    کلید واژه ها: طاسي منطقه‌ای، حوادث اخير زندگي
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: با توجه به گزارش‌های متعددی که در مورد عوارض پوستی شایع داروهای مهار کننده‌ی آنزیم مبدل آنژیوتانسین II (ACE-I یا
    Angiotensin converting enzyme inhibitor) از جمله انالایریل و متوقف کننده‌های گیرنده‌ی آنژیوتانسین II (ARB یا
    Angiotensin II receptor blockers) به خصوص لوزارتان مطرح شده است و با عنایت به این که واکنش نژادهای مختلف به داروها متفاوت می‌باشد و در ایران با وجود مصرف بالای این دو دسته‌ی دارویی تاکنون مطالعه‌ای در این باره صورت نگرفته است، بنابراین بررسی اختصاصی شیوع این عوارض، ضروری به نظر می‌رسد.

    روش‌ها: این مطالعه از نوع مقطعی بود که بر روی بیماران فلبی بستری در بخش‌ها و مراجعه‌کننده به درمانگاه‌های بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1387 انجام شد. شیوه‌ی نمونه‌گیری به روش تصادفی بود و حجم نمونه برای هر گروه، 100 نفر برآورد گردید. داده‌های مطالعه به وسیله‌ی پرسشنامه، مشاهده‌ی ضایعات توسط متخصص پوست و در مواردی بیوپسی جمع‌آوری شد و از آزمون‌های آماری 2χ، Student-t و ANOVA جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شد

    یافته‌ها: از 200 بیمار موجود در مطالعه 5/4 درصد عارضه‌ی پوستی ناشی از این دو دارو را داشتند که در لوزارتان 4 درصد و در انالاپریل 5 درصد بود. عوارض ناشی از لوزارتان 1 درصد کهیر و راش ماکولوپاپولر، 2 درصد کهیر و آنژیوادم و در مورد انالاپریل 1 درصد ماکولوپاپولر، 1 درصد کهیر و آنژیوادم، 1 درصد راش ماکولوپاپولر، 1 درصد اگزما و 1 درصد لیکن پلان بود. میانگین مدت زمان شروع عارضه‌ی پوستی پس از شروع مصرف دارو 11/6 ماه بود که در 88/8 درصد آن‌ها حداکثر با دو ماه پس از شروع دریافت دارو عارضه بروز کرده بود و در مورد انالاپریل این زمان کوتاه‌تر بود. همچنین عوارض پوستی با جنس و سن ارتباط معنی‌دار نداشت.

    نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که هیچ کدام از دسته‌ی دارو‌های مورد مطالعه از نظر عوارض پوستی بر دیگری برتری نداشت. همچنین در هر دو دسته‌ی دارویی اکثر عوارض در ماه‌های اول پس از شروع دارو بروز کرده بود که در انالاپریل سریع‌تر بود.

    نویسندگان: فریبا ایرجی, محمد گرک یراقی, زهره احمدی, محمد علی نیلفروش زاده, گیتا فقیهی
    کلید واژه ها: داروهای متوقف کننده‌ی گیرنده‌ی آنژیوتانسین، داروهای مهار کننده‌ی آنزیم مبدل آنژیوتانسین، آنژیوادم، واکنش پوستی
  • خلاصه مقاله:

       BACKGROUND: Despite using different treatment modalities, treatment of diabetic foot ulcer is still a very important challenge. In

    this case series, we report successful treatment of 6 patients with resistant diabetic ulcers using topical application of trichloroacetic

    acid (TCA). METHODS: Six patients with type 2 diabetes mellitus received standard treatment for 6 weeks. TCA 70% was applied

    to the periphery of the ulcer while TCA 50% was applied to the center of the ulcer every week until the first significant reepithelialization

    was observed. RESULTS: All wounds in all 6 treated patients were improved after a mean duration of 7.5 ± 0.83 weeks. In

    fact, significant reductions were observed in the areas and infection scores of the ulcers. CONCLUSIONS: The range of improvement

    efficacy ranged from 68.6% to 100% with no complications after 1, 2, and 3 months of follow-up. The observed efficacy of

    TCA on diabetic ulcer healing is due to production of granulation tissue and epithelial cells   

    نویسندگان: Mohammad Ali Nilforoushzadeh, Fariba Jaffary, Nazli Ansari, Amir Hossein Siadat,Asieh Heidari, Neda Adibi
    کلید واژه ها: Diabetes; Ulcer; Trichloroacetic Acid
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: بيماري ليشمانيوز جلدي (سالك)، يك بيماري آندميك و گسترده در سطح ايران می‌باشد. اگر چه اين بيماري به طور خود به خود بهبود می‌يابد ولي به دليل طولاني بودن مدت بهبودي و بر جا گذاشتن اسكار، يافتن درماني مناسب و ساده را می‌طلبد. در اين مطالعه در راستاي بهبود سريع‌تر و كاهش اثرات رواني ناشي از اسكار نازيباي اين بيماري درمان تركيبي تري‌كلرواستيك اسيد (TCA یا Trichloroacetic Acid) و راديوفركوئنسي در مقايسه با تزريق داخل ضايعه‌ی گلوكانتيم بررسی شد.

    روش‌ها: 38 ضایعه در 30 بیمار مبتلا به لیشمانیوز جلدی مراجعه کننده به مرکز تحقیقات بیماری‌های پوستی و سالک در دو گروه مورد بررسی قرار گرفتند. در یک گروه تزریق موضعی گلوکانتیم هفته‌ای 2 بار و در گروه دیگر درمان موضعي با محلول TCA 50 درصد و راديو فركوئنسي Accent انجام شد. بيماران 4 ماه و 6 ماه پس از بهبودي كامل ضايعات از نظر اندازه‌ی اسكار ناشي از اين بيماري بررسي شدند. داده‌ها توسط نرم‌افزار SPSS تحت تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.

    یافته‌ها: 51 درصد افراد مورد مطالعه مرد و 49 درصد زن بودند. آزمون 2 χ نشان داد که ميزان بهبودی ضايعات ناشي از ليشمانيوز جلدي در ماه 4 در افراد درمان شده در گروه تحت تزريق داخل ضايعه‌ی گلوكانتيم بهتر از گروه تحت درمان موضعي با محلول TCA 50 درصد و راديو فركوئنسي Accent بود (01/0 > P). ميزان بهبودی ضايعات و اسكار ناشي از ليشمانيوز جلدي در ماه 6 در افراد درمان شده در دو روش درمانی تفاوت معنی‌داری نداشت (06/0 = P).

    نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این مطالعه و سایر مطالعات انجام گرفته در این زمینه می‌توان گفت که تزريق داخل ضايعه‌ی گلوكانتيم سریع‌تر از درمان موضعي با محلول TCA 50 درصد و راديو فركوئنسي Accent می‌تواند ضایعات را بهبود ببخشد و این بهبودی در ماه‌های اولیه‌ی درمان بیشتر آشکار می‌شود. همچنین موارد درمان با تزريق داخل ضايعه‌ی گلوكانتيم اسکار کوچک‌تری بر جای می‌گذارند، به خصوص اگر این ضایعات در اندام فوقانی و صورت باشد

    نویسندگان: محمد علی نیلفروش‌زاده, فرحناز فاطمی ‌نائيني, نرگس ستار, الهه هفت برادران
    کلید واژه ها: گلوكانتيم، راديو فركوئنسي، اسکار، لیشمانیوز.
  • خلاصه مقاله:

    Rothmund–Thomson syndrome is a rare autosomal recessive genodermatosis characterized by early onset of poikiloderma and sveral other cutaneous and organ involvements. We are going to eport a 14-year-old girl who has been diagnosed with Rothmund–Thomson syndrome since she was 3 years old and has been suffering rom pain and swelling of the right elbow and forearm for about 6months. There are few previous reports on Rothmund–Thomson yndrome associated with malignant fibrous histiocytoma. We decided t report this case as another supporting document for this association.

     

    نویسندگان: MirHadi Aziz Jalali, Mehdi Tabaie
    کلید واژه ها: poikiloderma, malignant fibrous histocytoma, Rothmund–Thomson syndrome
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: پسوریازیس، یکی از مهم‌ترین بیماری‌های پوستی مزمن التهابی است و در حدود 3 درصد از افراد را در سراسر جهان مبتلا مي سازد. با این حال، با وجود مطالعات متعدد، هنوز هم هیچ روش منحصر به فرد درماني براي درمان اين بيماري به جز چند مطالعه‌ی انجام شده‌ در مورد اثربخشی و ایمنی داروهای مختلف از جمله متوترکسات موجود نمي‌باشد.

    روش‌ها: این مطالعه‌ی دو سو کور و تصادفی شده بر روي 65 بیمار مبتلا به پسوریازیس تأييد شده انجام گرديد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند و به مدت دو ماه گروه اول با مصرف روزانه‌ی ژل موضعی متوترکسات 1 درصد وگروه دوم با مصرف دارونما درمان گرديدند. ويزيت‌هاي پيگيري بیماران به مدت چهار ماه ادامه يافت.

    یافته‌ها: از 65 بیمار مورد مطالعه، 48 نفر (5/73 درصد) مرد و 17 نفر (7/24 درصد) زن با سن متوسط 31 ± 7/15 سال و میانگین طول مدت بیماری 5/5 ± 3/3 سال بودند. تفاوت معنی‌داری بین دو گروه بیماران با توجه به مقیاس پاسخ پس از چهار ماه به دست نيامد.

    نتیجه‌گیری: مطالعه‌ی حاضر نشان داد که ژل موضعی متوترکسات 1 درصد، هنگامی که با پايه‌ی گليسرين در اين بيماران براي درمان تجويز گردد، در بهبود ضایعات پسوریازیس مؤثر نیست و گزينه‌ی مناسبي به عنوان درمان خط اول درمان در این بیماری نیست.

    نویسندگان: گیتا فقیهی, تقی قفقازی, محمدعلی نیلفروش زاده
    کلید واژه ها: پسوریازیس، متوتروکسات، تأثير
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: رادیوفرکوئنسی تکنیک جدیدی است که برای درمان چروک‌های صورت به کار میرود. در این مطالعه تأثیر یکی از انواع رادیوفرکوئنسی یعنی Accent در بهبودی چروک‌های نواحی مختلف صورت مورد بررسی قرار گرفت.

    روش‌ها: بیماران دارای چروک‌های ناحیه‌ی صورت از خفیف تا شدید تحت درمان با رادیوفرکوئنسی با انرژی بین 35 تا 145 وات قرار گرفتند. متوسط انرژی به کار رفته در این مطالعه 11/83 وات بود. بیماران 4 جلسه درمان را با فاصله‌ی 4 هفته دریافت کردند. میزان بهبودی چروک، توسط 2 پزشک Blind نسبت به مداخله، با مقایسه‌ی عکسهای گرفته شده قبل از درمان و 6 ماه بعد از درمان تعیین گردید. علاوه بر این میزان رضایت‌مندی بیماران 1 و 6 ماه بعد ازدرمان مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته‌ها: 45 بیمار در این مطالعه شرکت داشتند. 1 ماه بعد از درمان، 9/8 درصد بیماران عدم رضایت خود را اعلام کردند. 3/53 درصد تا حدی راضی، 3/33 درصد راضی و 4/4 درصد خیلی راضی بودند. 6 ماه بعد از درمان 4/4 درصد از بیماران از درمان خود رضایت نداشتند، 1/31 درصد تا حدی راضی، 7/46 درصد راضی و 8/17 درصد خیلی راضی بودند. میزان رضایت‌مندی بیماران بعد از 6 ماه به صورت معنیداری بیشتر از میزان رضایت‌مندی آنها بعد از یک ماه از درمان بود. در هیچ یک از نواحی تحت درمان بهبودی بالای 75 درصد مشاهده نگردید.

    نتیجه‌گیری: با توجه به مقایسه‌ی نتایج به دست آمده و پارامترهای به کار رفته به وسیله‌ی دستگاه Accent در این مطالعه با مطالعات پیشین، تعداد جلسات بیشتر و انرژی بالاتر جهت دستیابی به نتایج بهتر برای بهبود چین و چروک‌های صورت به وسیله‌ی این تکنولوژی توصیه میگردد.

    نویسندگان: محمدعلی نيلفروش زاده, فریبا جعفری, هاجر زرکوب
    کلید واژه ها: رضایت‌مندی بیماران، دستگاه Accent، چروک‌های صورت
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: لیشمانیوز جلدی عفونت ناشی از تک یاخته‌ای جنس Leishmania است. گلوکانتیم به عنوان یک داروی رایج در درمان لیشمانیوز استفاده می‌شود. از عوارض جانبی گلوکانتیم افزایش آنزیم‌های کبدی و تغییرات در الکتروکاردیوگرام می‌باشد. با توجه به عوارض عدیده‌ی این دارو و نیز مقاومت دارویی توجه محققین به داروهای جدید نظیر محلول نانوسیلور معطوف شده است. بنابراین این مطالعه، جهت بررسی تأثیر موضعی محلول نانوسیلور با غلظت‌های مختلف، در شرایط In vivo انجام شد.

    روش‌ها: در این مطالعه ذرات کلویید به کار برده شد. موش‌های آزمایشگاهی ماده‌ی نژاد Balb/c در سنین 6 تا 8 هفتگی در 9 گروه 10 تایی استفاده گردید. محلول نانوسیلور با غلظت‌های مختلف (60، 80، 120، 130 و 2000 ذره در میلیون) تهیه شد. کنترل روند بالینی عفونت به صورت هفتگی تا 6 هفته پس از بروز زخم از طریق اندازه‌گیری قطر ضایعه در قاعده‌ی دم موش انجام ‌شد. داده‌ها توسط آزمون Paired- t و ANOVA و مقایسه‌ی میانگین‌ها توسط آزمون Tukey تجزیه و تحلیل گردید.

    یافته‌ها: میانگین قطر زخم‌ها قبل و پس از درمان در گروه‌های مختلف اختلاف معنی‌داری نداشت (05/0 < P). در مقایسه‌ی بار انگلی طحال نیز در گروه‌های درمانی مختلف اختلاف معنی‌داری مشاهده نگردید.

    نتیجه‌گیری: غلظت‌های مختلف نانوسیلور سبب کاهش معنی‌داری در اندازه‌ی میانگین زخم‌ها نگردید. استفاده نانوسیلور در درمان عفونت ثانویه در بیماران مبتلا به لیشمانیوز جلدی در کلینیک‌ها مفید می‌باشد.

    نویسندگان: محمد علی نیلفروش زاده, لیلا شیرانی بیدآبادی, رضا جعفری, آزاده ذوالفقاری باغبادرانی, مهدی قهرمان تبریزی, شهرام مرادی, نیلوفر شارقی, حمید عبدلی
    کلید واژه ها: نانوسیلور، لیشمانیا ماژور، Balb/c
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: بیماری لیشمانیوز جلدی یک بیماری آندمیک و گسترده در سطح ایران می‌باشد. با وجود ارائه‌ی درمان‌های متعدد، اسکار نازیبایی که از این بیماری به جا می‌ماند، به عنوان یک مشکل جدی روانی برای بیمار قلمداد می‌شود. در راستای بهبود سریع‌تر و کاهش اثرات روانی ناشی از اسکار نازیبای آن، سه روش درمانی مختلف مورد مقایسه قرار گرفت.

    روش‌ها: طی يك مطالعه‌ی کارآزمایی بالینی در سال‌های 90-1389، بيماران مبتلا به سالك مشروط به احراز شرايط ورود به مطالعه، به صورت تصادفی در یکی از سه گروه درمانی تزریق داخل ضایعه‌ی گلوکانتیم به تنهایی (Intralesional injection یا IL)، تزریق داخل ضایعه‌ی گلوکانتیم همراه با استعمال موضعی محلول تری‌کلرواستیک اسید 50 درصد (TCA یا Trichloroacetic acid) (گروه TCA + IL) یا تزریق داخل ضایعه‌ی گلوکانتیم همراه با استفاده از لیزر Fractional (IL + Laser) قرار گرفتند. میزان بهبودی و اسکار 3 هفته و سپس 4 و 6 ماه پس از شروع درمان بررسی شد.

    یافته‌ها: ميانگين مدت زمان بهبودي در كل بيماران 1/2 ± 1/6 هفته با دامنه‌ی 12-2 هفته بود. ميانگين مدت زمان بهبودي در سه گروه IL، TCA + IL و IL + Laser به ترتيب 7/1 ± 8/6، 1 ± 2/5 و 3 ± 3/6 هفته (011/0 = P) و ميانگين نمره‌ی اسكار به ترتيب 7/0 ± 3/4، 8/0 ± 6/3 و 57/0 ± 7/3 بود (001/0 > P).

    نتیجه‌گیری: بر اساس نتايج استفاده از روش‌هاي درمان فيزيكي و لیزر Fractional همراه با درمان استاندارد نتايج مطلوب‌تري را از نظر طول دوره‌ی درمان و اسكار به جاي مانده از زخم سالک به دست خواهد داد. بنابراین بسته به شرايط بيمار و امكان استفاده از تری‌کلرواستیک اسید 50 درصد و یا لیزر Fractional، مي‌توان از آن‌ها به عنوان درمان كمكي در درمان ليشمانيوز جلدي استفاده کرد.

    نویسندگان: محمدعلی نیلفروش‌زاده, امیرحسین سیادت, نازلی انصاری, الهه هفت‌برادران, الهام احمدی
    کلید واژه ها: ليشمانيوز جلدي، ليزر، سالك، تری‌کلرواستیک اسید
  • خلاصه مقاله:

    مقدمه: لیشمانیوز جلدی عفونت ناشی از تک یاخته‌ای جنس Leishmania است. گلوکانتیم به عنوان یک داروی رایج در درمان لیشمانیوز استفاده می‌شود. از عوارض جانبی گلوکانتیم افزایش آنزیم‌های کبدی و تغییرات در الکتروکاردیوگرام می‌باشد. با توجه به عوارض عدیده‌ی این دارو و نیز مقاومت دارویی توجه محققین به داروهای جدید نظیر محلول نانوسیلور معطوف شده است. بنابراین این مطالعه، جهت بررسی تأثیر موضعی محلول نانوسیلور با غلظت‌های مختلف، در شرایط In vivo انجام شد.

    روش‌ها: در این مطالعه ذرات کلویید به کار برده شد. موش‌های آزمایشگاهی ماده‌ی نژاد Balb/c در سنین 6 تا 8 هفتگی در 9 گروه 10 تایی استفاده گردید. محلول نانوسیلور با غلظت‌های مختلف (60، 80، 120، 130 و 2000 ذره در میلیون) تهیه شد. کنترل روند بالینی عفونت به صورت هفتگی تا 6 هفته پس از بروز زخم از طریق اندازه‌گیری قطر ضایعه در قاعده‌ی دم موش انجام ‌شد. داده‌ها توسط آزمون Paired- t و ANOVA و مقایسه‌ی میانگین‌ها توسط آزمون Tukey تجزیه و تحلیل گردید.

    یافته‌ها: میانگین قطر زخم‌ها قبل و پس از درمان در گروه‌های مختلف اختلاف معنی‌داری نداشت (05/0 < P). در مقایسه‌ی بار انگلی طحال نیز در گروه‌های درمانی مختلف اختلاف معنی‌داری مشاهده نگردید.

    نتیجه‌گیری: غلظت‌های مختلف نانوسیلور سبب کاهش معنی‌داری در اندازه‌ی میانگین زخم‌ها نگردید. استفاده نانوسیلور در درمان عفونت ثانویه در بیماران مبتلا به لیشمانیوز جلدی در کلینیک‌ها مفید می‌باشد

    نویسندگان: محمد علی نیلفروش زاده, لیلا شیرانی بیدآبادی, رضا جعفری, آزاده ذوالفقاری باغبادرانی, مهدی قهرمان تبریزی, شهرام مرادی, نیلوفر شارقی, حمید عبدلی
    کلید واژه ها: نانوسیلور، لیشمانیا ماژور، Balb/c
  • Summary:

    BACKGROUND:

    Ectodermal dysplasia (ED) is a hereditary syndrome which affects the ectodermal layer and thus appendages originating from this layer like hair, teeth, and sweet glands. The hairs of the scalp and eyebrows are sparse and broken and sometimes absent in ED patients. We reported a case of ED who underwent successful hair transplantation for her eyebrows.

    CASE REPORT:

    A 17-year-old female with previously known Ed referred to our clinic because of absent lateral eyebrow hairs. She also had hypodontia (she lacked incisor teeth) and hypohydrosis. We designed a hair transplantation procedure for the lateral third of her eyebrows with follicular unit transplantation (FUT) method. We selected the occipital part of the scalp as the donor. After 6 months and 2 years follow-up, the patient was quite satisfied with her appearance.

    CONCLUSIONS:

    The facial appearance of ED patients could be corrected well enough by hair transplantation methods.

    Authors: Nilforoushzadeh MA, Adibi N, Mirbagher L.
    Keywords: Alopecia, Ectodermal Dysplasia, Eyebrow Transplant, Follicular Unit Transplantation, Hair Transplant
  • Summary:

    Abstract

    To determine the impact of ω3 fatty acids on post-ischemic expression of pro- and anti-apoptotic proteins in hippocampus, male rats were received 10 or 100 mg/kg [Docosahexaenoic acid (DHA) + Ecosapentaenoic acid (EPA); gavage; 21 days before ischemia to 2-10 days after ischemia]. Global cerebral ischemia reperfusion (IR) was performed using the four-vessel occlusion model; ischemia 8 min and reperfusion 6, 48 h and 10 days. IR increased Bcl-2 and Bax expression after 48 h (p < 0.05 and p < 0.01 vs. sham) and 10 days (only Bax; p < 0.05), without significant difference with DHA + EPA groups after 6 h. But after 48 h expression of Bcl-2 increased (p < 0.05 vs. IR) and Bax decreased (p < 0.05). At day 10 after ischemia expression of Bax in DHA + EPA acid groups was less than IR (p < 0.05) and in 100 mg/kg DHA + EPA group Bcl-2 expression was more than IR (p < 0.05). These data suggested that long-term gavage with DHA + EPA increase hippocampal neurons survival for days after ischemia, revealed by increased Bcl-2 and decreased Bax expressions.

    Authors: Ajami M, Eghtesadi S, Razaz JM, Kalantari N, Habibey R, Nilforoushzadeh MA, Zarrindast M, Pazoki-Toroudi H.
    Keywords: test
  • Summary:

    s

    Authors: Yaghoobi R, Razi T, Feily A.
    Keywords: a
  • Summary:

    f

    Authors: Nilforoushzadeh MA, Naieni FF, Siadat AH, Rad L.
    Keywords: a
  • Summary:

    CONTEXT:

    Cutaneous leishmaniasis (CL) is a public health problem in several endemic countries. Recent studies on mouse model and also a few clinical experiments showed that the type of immune response generated at the site of infection and especially balance between regulatory and effector T-cells determines the outcome of the disease toward self-limiting or long-lasting lesions.

    AIMS:

    The aim of this study was to evaluate the role of natural regulatory T cells (nTregs) in early and late cutaneous lesions of human Leishmania major (L. major) infection.

    SETTINGS AND DESIGN:

    Skin biopsies were collected from parasitologically proven lesions of 28 CL patients, divided into two groups of early and late lesions. The causative agents were identified to be L. major.

    MATERIALS AND METHODS:

    Quantitative real-time reverse transcription polymerase chain reaction (PCR) and immunofluorescent staining of biopsies were used to assess the Foxp3 mRNA expression and frequency of nTregs in two groups. Mann-Whitney U test was used to determine the significance of deference between the two groups.

    RESULTS:

    Mean relative expressions of Foxp3 mRNA were 0.53 ± 0.23 and 1.26 ± 0.99 in early and late lesions, respectively, which was significantly upper in chronic lesions (P = 0.007). Parallel results were obtained in tissue staining method.

    CONCLUSIONS:

    Increased in gene expression and protein staining of nTreg markers in chronic biopsy samples indicates a role for these cells in chronic L. major induced leishmaniasis and supports the effectiveness of regulatory T cell-based immunotherapy for treatment of chronic CL

    Authors: Hoseini SG, Javanmard SH, Zarkesh SH, Khamesipour A, Rafiei L, Karbalaie K, Nilforoushzade M, Baghaei M, Hejazi SH.
    Keywords: Cutaneous, Leishmania major, fluorescent antibody technique, leishmaniasis, real-time PCR, regulatory T cells
  • Summary:

    Diphencyprone (DCP) is a contact sensitizer which is used to treat dermatological disorders with an immunological origin, such as extensive alopecia areata (AA). Vitiligo is a rare but known side effect of DPCP therapy which is formed in the treatment site or remote areas. In this paper a 37-year-old man developed alopecia totalis with loss of eyebrows and eyelashes who presented some vitiligo patches on his scalp and arm distant from the location of DPCP application and a 42-year-old woman with 25 years history of hair loss and 3 months DPCP application who revealed some vitiligo patches on the scalp with distant to the site of application at the 6th week are reported. Considering the absence of personal and family history of Vitiligo in our two cases, the hypothesis of latent Vitiligo is not proved. The positive patch test in left arm of one of the patients also suggests the direct role of DPCP as the cause of Vitiligo occurrence. As the development of vitiligo by DCP is unpredictable and the depigmentation may persist indefinitely, it is important to inform all patients about this potential adverse effect before starting the treatment

    Authors: Nilforoushzadeh MA, Keshtmand G, Jaffary F, Kheirkhah A
    Keywords: ..
  • Summary:

    BACKGROUND:

    Ectodermal dysplasia (ED) is a hereditary syndrome which affects the ectodermal layer and thus appendages originating from this layer like hair, teeth, and sweet glands. The hairs of the scalp and eyebrows are sparse and broken and sometimes absent in ED patients. We reported a case of ED who underwent successful hair transplantation for her eyebrows.

    CASE REPORT:

    A 17-year-old female with previously known Ed referred to our clinic because of absent lateral eyebrow hairs. She also had hypodontia (she lacked incisor teeth) and hypohydrosis. We designed a hair transplantation procedure for the lateral third of her eyebrows with follicular unit transplantation (FUT) method. We selected the occipital part of the scalp as the donor. After 6 months and 2 years follow-up, the patient was quite satisfied with her appearance.

    CONCLUSIONS:

    The facial appearance of ED patients could be corrected well enough by hair transplantation methods

    Authors: Nilforoushzadeh MA, Adibi N, Mirbagher L
    Keywords: Alopecia, Ectodermal Dysplasia, Eyebrow Transplant, Follicular Unit Transplantation, Hair Transplant
  • Summary:

    The purpose of this review is to gather and summarize in vitro, in vivo, and clinical trials on oatmeal preparations and their uses in dermatology. Literature searches have been carried out to collect in vivo and in vitro studies as well as clinical trials on this subject. The results suggest that oatmeal possesses antioxidant and anti-inflammatory properties and its administration is effective on a variety of dermatologic inflammatory diseases such as pruritus, atopic dermatitis, acneiform eruptions, and viral infections. Additionally, oatmeal plays a role in cosmetics preparations and skin protection against ultraviolet rays. Although some promising results citing the use of oatmeal to treat numerous dermatologic conditions have been found, the complete efficacy of oatmeal has not been sufficiently explored. This paper proposes accurate and useful information concerning the use of oatmeal in clinical practice to dermatologists.

    Authors: Pazyar N, Yaghoobi R, Kazerouni A, Feily A
    Keywords: ...
  • Summary:

    Abstract

    BACKGROUND:

    Keloids and hypertrophic scars are benign growths of dermal collagen that usually cause major physical, psychological, and cosmetic problems.

    METHODS:

    In this 12-week single-blinded clinical trial, 69 patients were randomly assigned into three study groups. In Group 1, intralesional triamcinolone acetonide (TAC, 10 mg/mL) was injected at weekly intervals for a total of 8 weeks. In Group 2 [TAC+5-fluorouracil (5-FU)], 0.1 mL of 40 mg/mL TAC was added to 0.9 mL of 5-FU (50 mg/mL). This combination was injected weekly for 8 weeks. In Group 3, in addition to weekly TAC+5-FU injection for 8 weeks, lesions were irradiated by 585-nm flashlamp-pumped pulsed-dye laser (PDL, 5-7.5 J/cm2) at the 1st, 4th, and 8th weeks. Lesions were assessed for erythema, pruritus, pliability, height, length, and width.

    RESULTS:

    Sixty patients completed the study. At the 8- and 12-week follow-up visits, all groups showed an acceptable improvement in nearly all measures, but in comparison between groups, these were statistically more significant in the TAC+5-FU and TAC+5-FU+PDL groups (p<.05 for all). At the end of the study, the erythema score was significantly lower, and itch reduction was statistically higher in the TAC+5-FU+PDL group (p<.05 for both). Good to excellent improvements (>50% improvement) were reported by the patients as follows: 20% in Group 1, 55% in Group 2, and 75% in Group 3, all of which were significantly different (p<.05). Good to excellent responses were reported by the blinded observer as follows: 15% in Group 1, 40% in Group 2, and 70% in Group 3. Their differences were statistically significant (p<.05). Atrophy and telangiectasia were seen in 37% of patients in TAC group.

    CONCLUSION:

    Overall efficacy of TAC+5-FU was comparable with TAC+5-FU+PDL, but the TAC+5-FU+PDL combination was more acceptable by the patients and produced better results. Its effect on lightening of the lesion was promising. The TAC+5-FU+PDL combination seems to be the best approach for treatment of keloid and hypertrophic scars

    Authors: Asilian A, Darougheh A, Shariati F
    Keywords: ...
  • Summary:

    ...

    Authors: Feily A, Pazyar N, Namazi MR
    Keywords: ...
  • Summary:

    INTRODUCTION:

    Cutaneous Leishmaniasis (CL) is an endemic disease in Iran. Based on the results of our previous study, this study was designed as a pilot trial to evaluate the effect of 5% trichloroacetic acid (TCA) cream in the treatment of leishmaniasis lesions.

    METHODS:

    16 patients with positive smear for leishmaniasis were randomly selected for treatment with 5% TCA cream, twice a day for 8 weeks or up to complete healing of the lesions. Scar size was measured 6 months after complete epithelization of the lesions.

    RESULTS:

    Mean area of the lesions was 38.81+ 81.9 mm(2) before treatment and 3.6 + 9.1 mm(2) at 6 month follow up period. Complete cure was achieved in 1 patient (6.3%) at week 2, 13 patients (86.7%) at week 7, and in all patients at week 8. There was no serious adverse reaction in none of the patients.

    CONCLUSION:

    Decreasing the scar size and the low cost are two promising aspects in introducing 5% TCA cream as a potential alternative for intralesional glucantime in the treatment of CL. Considering the self limiting nature of the disease, this effect should be assessed further through a double blind randomized controlled trial.

    Authors: Nilforoushzadeh MA , Jafari F,Haftbaradaran E, Ali N
    Keywords: ...
  • Summary:

    Background:

    The scars of the cutaneous leishmaniasis and psychological problems of this disease need different interventions for its correction.

    Aim:

    Our objective in this study was to compare the efficacy of 50% trichloroacetic acid (TCA) solution and CO2 laser for treatment of the atrophic scars due to leishmaniasis.

    Materials and Methods:

    This was a randomized clinical trial performed in 92 patients. Patients were randomized into two groups: the first group was treated with 50% TCA solution, once monthly and for a maximum of 5 months, and the second group was treated with CO2 laser which was performed for only one time. Patients were followed-up at 3 and 6 months after starting the treatment. The improvement of scar was graded by a 6-point scale using digital camera and the collected data were analyzed using SPSS software.

    Results:

    In this study, 74 females and 18 males were enrolled. The improvement of scar was 48.13% in the TCA group and 44.87% in the CO2 laser group. This difference was not statically significant (P = 0.55). There was also no significant difference regarding side effects between these two groups.

    Conclusion:

    The results of our study showed that efficacy of focal with 50% TCA solution is compared with CO2 laser in treatment of leishmaniasis scar. Because of the low cost and simple application of TCA solution in comparison with CO2 laser, we suggest use of this treatment for correction of leishmaniasis scar or the atrophic scars.

    Authors: Mohammad Ali Nilforoushzadeh, Fariba Jaffary, Nazli Ansari, Shahram Moradi, Amir Hossein Siadat
    Keywords: Cutaneous leishmaniasis, trichloroacetic acid, CO2 laser, scar, treatment
  • Summary:

    ...

    Authors: Asilian A, Andalib F
    Keywords: ...
  • Summary:

    Latanoprost is an analogue of prostaglandin F(2alpha) which is used to treat glaucoma. Increases in eyelash number, thickness, and pigmentation have been reported as latanoprost side effects. The aim of this study was to evaluate if topical use of this drug can be used as a treatment of alopecia areata of eyebrows and eyelashes or not. In an experimental study, 26 patients with symmetrical eyelash and eyebrow alopecia areata were treated over 4 months with topical latanoprost for one side and the other side was not treated with any drug. The results were compared. Only one of the latanoprost-treated cases showed partial hair regrowth on the treated side. The relationship between hair regrowth and latanoprost application was not statistically significant (P = 1) by Fisher test. Based on our results, topical latanoprost has no efficacy in the treatment of alopecia areata. More studies with a larger sample size, longer study duration, and higher concentration of medication are suggested

    Authors: Faghihi G, Andalib F, Asilian A
    Keywords: ...
  • Summary:

    BACKGROUND:

    The optimal treatment for cutaneous leishmaniasis (CL) is not known. Topical paromomycin is one of the many drugs that have been suggested for the treatment of CL caused by Leishmania major. Recently, topical photodynamic therapy (PDT) has been reported to be effective in the treatment of CL.

    AIMS:

    To compare the parasitological and clinical efficacy of PDT vs. topical paromomycin in patients with Old World CL caused by L. major in Iran.

    METHODS:

    In this trial, 60 patients with the clinical and parasitological diagnosis of CL were recruited and were randomly divided into three treatment groups of 20 subjects each. Group 1 was treated with weekly topical PDT, and groups 2 and 3 received twice-daily topical paromomycin and placebo, respectively. The duration of treatment was 4 weeks for all groups. These groups were followed for 2 months after the end of treatment.

    RESULTS:

    In total, 57 patients with 95 lesions completed the study. At the end of the study, complete improvement was seen in 29 of 31 (93.5%), 14 of 34 (41.2%) and 4 of 30 lesions (13.3%) in groups 1, 2 and 3, respectively (P<0.001). At the same time point, 100%, 64.7% and 20% of the lesions had parasitological cure in group 1, 2 and 3, respectively (P<0.001).

    CONCLUSION:

    Topical PDT can be used safely as a rapid and highly effective alternative treatment choice for Old World CL in selected patients

    Authors: Asilian A, Davami M.
    Keywords: ...
  • Summary:

    Melasma is an irregular brownish pigmentation observed on the faces of young to middle-aged women, especially of Asian races, which may contribute to various emotional disturbances. Although not any favorable treatment being approved yet, one appropriate approach is peeling by glycolic acid 70% (GA 70%). Considering the efficiency of Tretinoin in lower concentrations as over-the-counter lightening agents, peelings with higher strength Tretinoin may effectively relieve the pigmentation (melasma) sooner than other topical therapies.

    OBJECTIVE:

    The main purpose was to compare the efficiency and complications of GA 70% with Tretinoin 1% peeling.

    METHODS:

    A randomized, double-blinded clinical trial performed on 63 female patients with bilateral melasma. One facial side was treated by drug A (GA 70%) and the opposite side by agent B (Tretinoin 1%) peeling for four sessions with 2-week intervals. Descending changes in Melasma Area and Severity Index (MASI) scores, patients' discomfort and untoward complications following peeling all were evaluated and compared during the research period.

    RESULTS:

    The efficiency of Tretinoin 1% peelings in declining the MASI score (treatment of melasma) was similar to GA 70%, as well as the rare unwanted complications of them. However, the patients' discomfort following procedures as expressed by their own, was significantly lower with Tretinoin 1% compared to GA 70% peeling. The cases' satisfaction with the intervention was statistically similar to each other. Furthermore, we experienced almost the equal times of beginning the therapeutic responses in both groups

    Authors: Faghihi G, Shahingohar A, Siadat AH
    Keywords: ...
  • Summary:

    Viral warts are a common problem especially in young people. They are an important topic as they are transmittable and cause social embarrassment. Though there are several treatments for viral warts, none offer a fast, simple, complete cure by itself. A simple and inexpensive way of treatment would be outstanding, especially in the developing countries. The authors' goal was to determine in patients with warts, the efficacy and safety of topical puncture with 85% formic acid in distilled water solution. A placebo-controlled, clinical trial was performed in patients with common viral warts who were referred to the Khorshid and Beheshti dermatology centers of Isfahan Medical School in 2003 and 2004. A total of 34 patients received 85% formic acid in distilled water solution on their lesion on one side of the body and distilled water as placebo on the other side of the body, every other day, using a needle puncture technique. Follow-up occurred every 2 weeks up to 3 months for all patients. Ninety-one percent of patients who received formic acid application showed complete disappearance of warts after follow-up period, compared to 10% in the placebo (distilled water) group. The results show that the application of 85% formic acid in distilled water solution is a safe and effective treatment for common warts with few side effects and good compliance

    Authors: Faghihi G, Vali A, Radan M, Eslamieh G, Tajammoli S
    Keywords: ...
  • Summary:

    INTRODUCTION:

    The Shahid Babaie Airbase is one of the most endemic areas of cutaneous leishmaniasis (CL) in Isfahan. Community training on CL prevention could have a critical role in controlling CL in endemic areas. Because of the high incidence of disease among youth, this survey was designed to assess the knowledge, attitude, and prevention practices (KAP) of students regarding CL in this endemic area.

    MATERIALS AND METHODS:

    This study consisted of a questionnaire that was filled out while interviewing students attending middle and high school on the Shahid Babaie Airbase of Isfahan. The questionnaire contained questions about KAP of students regarding CL. The total scores in each field were categorized as weak, intermediate, or strong.

    RESULTS:

    Four hundred fifty students participated in this study, which included 245 high-school students and 205 middle-school students. The total knowledge score of the students was 17.47 (range, 0-30), which indicates an intermediate level of CL knowledge in this population. The students' attitude toward CL was intermediate, with a score of 37 and a range of 13-52. Additionally, practice of prevention was weak (score of 1.8; range, 0-6). There was a significant correlation between gender and both the attitude and knowledge of the students; both scores were higher in female students. Specific knowledge about CL symptoms, carriers, and reservoirs was higher than knowledge about preventative methods. The study revealed that 47.2% of students believed in fortune as a factor involved in acquisition of CL infection. Although 97.9% of students were aware that sandflies carry CL, only 28.6% were able to identify a sandfly.

    CONCLUSIONS:

    The results of this study further emphasize the importance and necessity of educating this at-risk population by planning direct, in-person training, which is an essential step in improving attitudes and preventative practices toward CL and in controlling CL in endemic areas

    Authors: Saberi S, Zamani A, Motamedi N, Nilforoushzadeh MA, Jaffary F, Rahimi E, Hejazi SH
    Keywords: ...
  • Summary:

    CONTEXT AND OBJECTIVE:

    Acne vulgaris, an inflammatory skin disease with different clinical appearances, is a common problem in most adolescents. It seems that using combinations of topical agents can decrease resistance to the treatment and improve the efficacy. Therefore, we evaluated the effects of azelaic acid (AA) 5% and clindamycin (Clin) 2% combination (AA-Clin) on mild-to-moderate acne vulgaris.

    MATERIALS AND METHODS:

    The efficacy and safety of 12-week treatment with AA-Clin in patients with mild-to-moderate facial acne vulgaris were evaluated by a multicenter, randomized, and double-blind study. A total of 88 male and 62 female patients were randomly assigned to one of these treatments: AA 5%, Clin 2%, and combination of them. Every 4 weeks, total inflammatory and noninflammatory lesions were counted, acne severity index (ASI) was calculated, and patient satisfaction was recorded.

    RESULTS:

    Treatment for 12 weeks with combination gel significantly reduced the total lesion number compared with baseline (p < 0.01), as well as Clin 2% or AA 5% treatment groups (p < 0.05 or p < 0.01). The percentage of reduction in ASI in combination treated group (64.16 ± 6.01) was significantly more than those in the Clin 2% (47.73 ± 6.62, p < 0.05) and 5% AA (32.46 ± 5.27, p < 0.01) groups after 12 weeks. Among the patients in the AA-Clin group, 75.86% of males were satisfied or very satisfied and 85.71% of females were satisfied or very satisfied. This trend was significant in comparison to the number of patients who were satisfied with AA 5% or Clin 2% treatment (p < 0.01). Seven patients in AA-Clin group (incidence = 22%) showed adverse effects that were not statistically significant compared to treatment with individual active ingredients.

    DISCUSSION AND CONCLUSION:

    The profound reduction in lesion count and ASI by combination therapy with AA-Clin gel in comparison to individual treatment with 5% AA or Clin 2% suggested the combination formula as an effective alternative in treatment of acne vulgaris.

    Authors: Pazoki-Toroudi H, Nilforoushzadeh MA, Ajami M, Jaffary F, Aboutaleb N, Nassiri-Kashani M, Firooz A
    Keywords: ...
  • Summary:

    Background: Acne vulgaris is a common skin disease that involves pilosebaceous units. Oral antibiotics are the most widely administered drugs, which are prescribed as systemic therapy for treatment of moderate to severe acne vulgaris. Azithromycin is one of the antibiotics that has been recently used for acne treatment. There are several protocols of oral azithromycin in the treatment of acne. Objective: To compare three various regimens of oral azithromycin in the treatment of acne. Materials and Methods: Sixty-four patients with moderate to severe acne were divided into three groups randomly. First group (21 patients) received azithromycin as follow: five consecutive days, 500 mg on the first day and 250 mg daily for a further four days per month. Second group (22 patients): 500 mg daily for four consecutive days per month and the last group (21 patients): 250 mg daily thrice weekly. After the baseline visit, patients were scheduled to return at four-weekly intervals among 12 weeks. Result: There were no differences between three groups in decreasing of acne grading score. ( P >0.05). Efficacy of minimal dose was equal to maximum dose of azithromycin in treatment of acne. Oral azithromycin in all groups resulted in a significant decrease in acne grading score in each consecutive visit ( P <0.001). Conclusion: Because of expensiveness of azithromycin,, we recommend azithromycin in low dose (1500 mg monthly) which is as effective as a high dose (3000 mg monthly) with lower cost, has more compliance and fewer side-effects

    Authors: Farahnaz Fatemi Naieni, Hooman Akrami
    Keywords: Acne vulgaris, azithromycin
  • Summary:

    Lidocaine (LC) is a local anesthetic agent. The aim of this study is prolonging the

    anesthetic effect of this drug for transdermal delivery. Gels of LC hydrochloride

    were prepared with three different molecular weights (MW) and concentrations of

    chitosan. lecithin was used as permeation enhancer. Viscosity, bioadhesion, drug

    release from synthetic membranes, drug permeation through the biological barrier

    (rat skin) and antinocicetive effect of gels were studied. Increasing the

    concentration of chitosan caused to decrease the bioadhesion. Drug release

    studies in gels showed that increasing the concentration and MW of chitosan

    caused an increase in both the rate and extent and also in flux of drug probably

    because of the increase in repulsive forces between LC and chitosan cations. The

    flux of drug through the rat skin was higher for 3% high MW chitosan gel (H3)

    compared to the standard gel. LC was effective topically in hind paw formalin

    assay. It was most active immediately after its administration. The analgesic activity

    of LC in H3 gel could cover the duration of the formalin nociception. The maximal

    response of LC in comparable doses of H3 and standard gel was about 52% and

    36% analgesia in the second phase, respectively compared to the control group.

    The higher response of the H3 gel may be attributed to the bioadhesive effect of

    chitosan base and the higher concentrations of LC compared to the standard gel.

    Authors: Jaleh Varshosaz*1, Fariba Jaffari2, Sara Karimzadeh1
    Keywords: Lidocaine, Chitosan gel, antinociception, transdermal delivery
  • Summary:

    Objective: The most commonly reported side effects of salsalate are gastrointestinal events,

    and few reports are available on its cutaneous side effects. We therefore assessed cutaneous

    side effects among diabetic/pre-diabetic patients treated with salsalate.

    Methodology: In a randomized placebo-controlled trial, we evaluated cutaneous side effects

    in 52 diabetic and 124 pre-diabetic patients, 90 of whom received 3 g/day salsalate and 86 of

    whom receive a placebo for four weeks. The evaluation was carried out every week using a

    checklist completed by a single general practitioner.

    Results: The difference between the salsalate- and placebo-treated groups in overall prevalence

    of cutaneous reactions was not significant (26.7% versus 17.4%; P < 0.05). Side effects included

    urticaria (nine (10.1%) salsalate-treated versus six (6.9%) placebo-treated), rashes (five (5.5%)

    salsalate-treated versus three (3.4%) placebo-treated), pruritus (six (6.7%) salsalate-treated

    versus three (3.4%) placebo-treated), and edema (two (2.2%) salsalate-treated versus one

    (1.2%) placebo-treated); in addition, one (1.1%) case of erythema nodosum and one (1.1%) of

    vasculitis were observed in the salsalate-treated group. In the salsalate group, therapy was

    discontinued by the physician for three (3.3%) patients because of acute and severe vasculitis,

    erythema nodosum and urticaria and two (2.2%) patients stopped the treatment themselves

    because of mild urticaria compared with two patients who stopped using the placebo.

    Conclusions: Salsalate can cause several and, in some cases, severe cutaneous side effects

    in patients with diabetes/pre-diabetes. Because these cutaneous eruptions can raise various

    concerns, including patient non-compliance, greater attention should be paid to dermatological

    problems in patients under salsalate treatment

    Authors: Neda Adibi, Elham Faghihimani, Leila Mirbagher, Hamidreza Sohrabi, Ali Toghiani, Mohammad Ali Nilforoushzadeh, Masoud Amini
    Keywords: Salsalate, Cutaneous, Side effects, Diabetes
  • Summary:

    ...

    Authors: Yaghoobi R, Aliabdi M, Feily A, Ranjbari N, Shahriari S
    Keywords: ...
  • Summary:

    BACKGROUND & OBJECTIVES:

     

    Cutaneous leishmaniasis is an infection caused by protozoan genus Leishmania. Although glucantime is commonly used for the treatment of leishmaniasis, it has some side effects including increased liver enzymes and electrocardiogram changes. In addition, the drug is expensive, the injection is painful, and research shows that resistance of parasite to glucantime is growing in different parts of the world. Therefore, scientists are paying more attention to develop new drugs such as nanosilver solution. The present study is an attempt to evaluate the in vivo topical effects of different concentrations of nanosilver solution in the treatment of leishmaniasis lesions.

    METHODS:

     

    In all, 90 female Balb/c mice aged 6-8 wk were infected with 2×10 power 6 viable stationary-phase promastigotes in the base of tail. Different concentrations (60, 80, 120, 130 and 2000 ppm) nanosilver solution were used in the present study to test the efficacy in the treatment of lesions. Clinical control of the infection trends was conducted weekly for 5 wk by measuring lesion diameter with standard Kulis-Vernieh. Data were analyzed by paired t-test, analysis of variance (ANOVA), and Tukey test.

    RESULTS:

     

    Mean lesion diameter pre- and post-treatment did not significantly differ between different treatment groups (p >0.05). Likewise, a significant difference in splenic parasite load was also not observed between different treatment groups. Interpretation & conclusion: Based on our results, different concentrations of nanosilver are ineffective in reducing mean sizes of lesions.

    Authors: Nilforoushzadeh MA, Shirani-Bidabadi LA, Zolfaghari-Baghbaderani A, Jafari R, Heidari-Beni M, Siadat AH, Ghahraman-Tabrizi M
    Keywords: ...
 از